<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مطالعات کاربردی علم سنجی</title>
    <link>https://apss.qom.ac.ir/</link>
    <description>مطالعات کاربردی علم سنجی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Tue, 27 Jan 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Tue, 27 Jan 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>زبان انگ‌آمیز در متون فارسی مرتبط با ناتوانی: مطالعه کتاب‌سنجی</title>
      <link>https://apss.qom.ac.ir/article_4407.html</link>
      <description>هدف: استفاده از زبان انگ‌آمیز می‌تواند موانعی برای دسترسی افراد دارای ناتوانی به خدمات درمانی ایجاد کند. افراد دارای ناتوانی از اقشاری هستند که غالباً زبان انگ‌آمیز را تجربه می‌کنند. این مطالعه به تحلیل کمّی کلمات انگ‌آمیز در متون علمی فارسی مرتبط با حوزه ناتوانی می‌پردازد.روش‌ها: پژوهش حاضر از نوع مطالعات کاربردی و با فنون کتاب‌سنجی انجام شده است. جامعه این پژوهش، تولیدات علمی چهار منبع اطلاعاتی که شامل سامانه ملی اخلاق در پژوهش‌های زیست پزشکی جهت جستجوی طرح‌ها و پایان‌نامه‌های دارای کد اخلاق، سامانه گنج ایرانداک جهت جستجوی پایان‌نامه‌/رساله‌، پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی و کتابخانه ملی مورد بررسی قرار گرفتند. کلمات با پتانسیل انگ، شامل "معلول"، معلولیت"، "معلولین" و "معلولان" در مقالات چهار منبع اطلاعاتی نا‌مبرده بین سال‌های 1392 تا 1401 در دی‌ماه 1402 جستجو شد. روند تولیدات، نشریات و دانشگاه‌ها با بیشترین تولیدات، جنسیت نویسندگان و مصورسازی انتشارات ترسیم گردید.یافته‌ها: 1366 سند یافت شد که پایان‌نامه‌ها بیشترین میزان استفاده از زبان انگ‌‌آمیز را داشتند. روند تولید مقالات در یک دهه اخیر بیش از 2.5 درصد رشد داشته است به نحوی که از 69 سند در سال 1392، به 187 سند در سال 1401 رسیده است. در میان منابع، پایان‌نامه‌ها بیشترین شیوع زبان انگ‌زننده را نشان دادند و پس از آن طرح‌های تحقیقاتی، مقالات و کتاب‌ها قرار گرفتند. دانشگاه آزاد اسلامی و مؤسسات آموزش عالی پرکارترین تولیدکنندگان چنین متونی بودند. در میان مجلات، &amp;amp;laquo;مجله مطالعات معلولیت&amp;amp;raquo; بیشترین تعداد مقالات حاوی زبان انگ‌زننده (۲۴ مقاله) را منتشر کرد. تجزیه و تحلیل جنسیتی نشان داد که ۶۱.۵۹٪ از نویسندگان مرد و ۳۸.۴۱٪ زن بودند. فراوانی کلمات برای معلولین (565)، معلولیت (331)، معلول (251)، معلولان (219) بود. نویسندگان مرد (61.59 %) 986 و نویسندگان زن (38.41 %) 686 انتشارات را تشکیل دادند. این یافته‌ها نشان می‌دهد که زبان انگ‌زننده اغلب در مطالعاتی که بر معلولیت‌های جسمی و حرکتی و همچنین چالش‌های دسترسی شهری تمرکز دارند، استفاده می‌شود. علاوه بر این، نشریاتی که تأییدیه اخلاقی از کمیته ملی اخلاق تحقیقات زیست‌پزشکی دریافت کرده‌اند، افزایش بیش از دو برابری در استفاده از زبان انگ‌زننده را در سال‌های اخیر نشان داده‌اند.نتیجه‌گیری: روند افزایشی استفاده از زبان انگ‌آمیز در متون علمی فارسی، ضرورت تدوین دستورالعمل‌هایی برای مقابله و پیشگیری از گسترش زبان غیرمحترمانه را برجسته می‌کند. توصیه می‌شود که این موضوع به منظور ارتقاء سطح سلامتی به عنوان یک اولویت مهم مد نظر قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ترسیم و تحلیل شبکه مفهومی تولیدات علمی حوزه یادگیری ترکیبی در پایگاه استنادی وب آو ساینس</title>
      <link>https://apss.qom.ac.ir/article_4408.html</link>
      <description>رویکرد یادگیری ترکیبی با بهره‌گیری از تلفیق قابلیت‌های محیط الکترونیکی و فرایند یاددهی-یادگیری حضوری، مزایای قابل‌توجهی برای نظام‌های آموزشی داشته و طی دو دهه اخیر مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. در این راستا، پژوهش‌های علم‌سنجی با استناد به پایگاه‌های معتبر، به شناسایی ساختار دانش، مؤسسات و روندهای تولید علم کمک شایانی می‌کنند. از این رو، هدف از پژوهش حاضر، ترسیم و تحلیل شبکه مفهومی تولیدات علمی حوزه یادگیری ترکیبی در پایگاه استنادی وب آو ساینس است تا با ارائه تصویری روشن از وضعیت پژوهش‌ها، به تصمیم‌گیری‌ها و سیاست‌گذاری‌های علمی در این زمینه کمک کند. روش پژوهش از نوع کاربردی و با رویکرد تحلیل علم‌سنجی است که با استفاده از فنون تحلیل هم‌واژگانی و خوشه‌بندی، به تفسیر ساختار شبکه مفهومی مقالات این حوزه پرداخته است. جامعه آماری پژوهش شامل تمام مقالات پژوهشی و مروری نمایه شده در پایگاه وب‌آو‌ساینس در بازه زمانی 2003 تا 2024 در حوزه یادگیری ترکیبی است که بدون نمونه‌گیری و به صورت سرشماری اسناد استخراج و تحلیل شده‌اند. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم افزارهای راور پریمپ، اس.پی.اس.اس و ووس ویور انجام شد. یافته‌های پژوهش نشان داد که روند کلی انتشار مقالات یادگیری ترکیبی صعودی و مثبت بوده و در دو سال اخیر روند کاهشی داشته است. بیشترین تعداد انتشار با 810 رکورد در سال 2022، با 17 درصد سهم انتشار انجام شده است. کلیدواژه‌های یادگیری ترکیبی با 2645 بار تکرار، شبکه یادگیری الکترونیکی، یادگیری آنلاین، و آموزش نیز با فراوانی 479، 368 و 209 بیشترین فراوانی را داشته‌اند. زوج واژگانی یادگیری ترکیبی-یادگیری الکترونیکی با 304 بار تکرار بیشترین فراوانی هم‌رخدادی را در مطالعات این حوزه داشته است. نشریه Education and Information Technologies با انتشار 119 مقاله و نشریات BMC Medical Education و Education Sciences به ترتیب با 110 و 97 مقاله بیشترین سهم را در انتشار پژوهش‌های این حوزه داشته است. نتیجه خوشه‌بندی سلسله ‌مراتبی از طریق ترسیم نمودار دندروگرام به روش وارد منجر به شکل گیری 10 خوشه موضوعی در حوزه یادگیری ترکیبی از جمله یادگیری الکترونیکی و فناوری‌های آموزشی؛ آموزش آنلاین و سیستم‌های مدیریت یادگیری؛ مدل‌های یادگیری و آموزش مجازی و حضوری؛ یادگیری فعال دانشجویان در آموزش آزاد؛ هوش مصنوعی و فناوری اطلاعات بازسازی روش‌های تدریس؛ انگیزه، خود تنظیمی و اثر بخشی مدل‌های یادگیری ترکیبی در موفقیت تحصیلی؛ یادگیری تعاملی با فناوری‌های تحول‌آفرین؛ مدل‌های پذیرش فناوری و محیط‌های یادگیری مجازی در آموزش عالی؛ راهبردهای آموزش و یادگیری در محیط تعاملی و رسانه؛ محیط یادگیری ترکیبی، مجازی و صلاحیت دیجیتال شد. بررسی روند انتشار تولیدات علمی بیانگر رشد قابل توجه مدارک این حوزه در دهه اخیر داشته است. همچنین محتوا واژگان نشان داد که تعامل گسترده حوزه یادگیری ترکیبی در آموزش و یادگیری مخصوصا آموزش‌های از راه دور یا الکترونیکی قابل توجه هست که این روند را می‌توان به شیوع پاندمی کووید-19 و روی‌آوردن بیشتر نظام‌های یاددهی-یادگیری به یادگیری ترکیبی مرتبط دانست. در نهایت، براساس نتایج ساختار نقشه هم‌واژگانی پیشنهاد می‌شود پژوهش‌های آینده در زمینه‌ی ادغام فناوری‌های نوظهور و دیجیتال و تضمین کیفیت در محیط‌های یادگیری ترکیبی متمرکز باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه رویت پذیری مجلات حوزه علوم‌ انسانی و اجتماعی ایرانی</title>
      <link>https://apss.qom.ac.ir/article_4409.html</link>
      <description>به دلیل جهانی‌شدن و توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات، امروزه پژوهش‌های علمی ماهیت و گسترش پیداکرده‌اند. در این میان، مجلات علمی نقش مهمی در تبادل اطلاعات علمی در سطح جهانی ایفا می‌کنند. امروزه پژوهشگران مختلف از سراسر دنیا تلاش می‌کنند تا پژوهش‌های ارزشمندی انجام داده و اثرگذاری یافته‌های پژوهشی خود را از طریق انتشار در مجلات معتبر افزایش دهد. به‌عبارت‌دیگر می‌توان بیان نمود که بعضاً در جوامع علمی، کیفیت برونداد علمی یک پژوهشگر بر اساس کیفیت نشریه منتشرکننده آن برونداد سنجیده می‌شود. از این رو در محیط های دانشگاهی مجلات منتشرکننده بروندادهای علمی افراد جهت استخدام، ارزیابی عملکرد و ارتقاء آن‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرند. امروزه ارتباطات و فناوری‌های گسترده در تولید علم اغلب نشان‌دهنده کیفیت بالای بروندادهای علمی است. رویت‌پذیری مجلات علمی در پایگاه‌های استنادی معتبر از جمله شاخص‌های مهم برای ارزیابی کیفیت و اعتبار این مجلات است. این موضوع به ویژه برای مجلات حوزه علوم انسانی و اجتماعی اهمیت دارد زیرا این حوزه‌ها معمولاً در مقایسه با علوم طبیعی و مهندسی، کمتر مورد توجه قرار می‌گیرند. در ایران، مجلات دارای رتبه الف نقش بسزایی در توسعه و ترویج دانش دارند و بررسی رویت‌پذیری آنها در پایگاه‌های معتبر بین‌المللی می‌تواند به بهبود کیفیت و شناخت بیشتر این مجلات کمک کند. با توجه به این‌که تعداد مجلات ایرانی نمایه شده در پایگاه‌های اطلاعاتی و استنادی معتبر در سال‌های اخیر دارای رشد چشمگیری بوده است. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف شناسایی میزان رؤیت پذیری مجلات حوزه علوم‌ انسانی و اجتماعی ایرانی دارای رتبه الف ایرانی در پایگاه های استنادی اسکوپوس، داوج و وب آو ساینس انجام شد. پژوهش حاضر از لحاظ ماهیت در زمره تحقیقات پیمایشی از نوع توصیفی تحلیفی با رویکرد علم سنجی قرار دارد و در آن از شاخص های مختلف علم سنجی برای بررسی رؤیت پذیری مجلات حوزه علوم‌ انسانی و اجتماعی دارای رتبه الف ایرانی نمایه شده پایگاه‌های استنادی اسکوپوس، داوج و وب آو ساینس بهره گرفته شده است. جهت گردآوری داده های پـژوهش از پایگاه های استنادی اسکوپوس، داوج و وب آوساینس و وب سـایت مجلـه هـای مـورد بررسی استفاده شده.. به منظور گردآوری داده ها ابتدا، فهرست مجلات دارای رتبه الف ایرانی در حوزه علوم انسانی و اجتماعی از وب سایت کمیسیون نشریات علمی کشور تهیه شد. سپس با استفاده از ابزارهای جستجو و مرور پایگاه‌های اسکوپوس، داوج و وب آو ساینس، وجود و رویت‌پذیری این مجلات در این پایگاه‌ها بررسی گردید. نتایج نشان داد که تعداد کمی از مجلات رتبه الف ایرانی در حوزه علوم انسانی و اجتماعی در پایگاه‌های معتبر بین‌المللی نمایه شده‌اند. همچنین، بین میزان رویت‌پذیری مجلات در پایگاه‌های مختلف تفاوت‌هایی وجود دارد. از نظر تعداد مقالات، استنادها و شاخص‌های تاثیرگذاری، مجلات حاضر در اسکوپوس بیشترین نمایش را دارند، در حالی که داوج و وب آو ساینس در رده‌های بعدی قرار می‌گیرند.: این پژوهش نشان داد که رویت‌پذیری پایین مجلات ایرانی در پایگاه‌های استنادی معتبر می‌تواند به دلایل مختلفی از جمله کیفیت پایین محتوای مجلات، مشکلات مربوط به زبان انگلیسی و عدم انطباق با استانداردهای بین‌المللی باشد. برای افزایش رویت‌پذیری و جایگاه این مجلات، نیاز به بهبود کیفیت محتوا، توجه به استانداردهای بین‌المللی و افزایش همکاری با پژوهشگران خارجی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی عوامل مؤثر بر امتیاز ارزیابی مقاله‌های کیفی منتشر شده در نشریه‌های علمی حسابداری بر اساس چارچوب ارزیابی مقاله‌های کیفی</title>
      <link>https://apss.qom.ac.ir/article_4410.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف ارزیابی نظام‌مند کیفیت مقاله‌های کیفی حسابداری در نشریه‌های داخلی با استفاده از &amp;amp;laquo;چارچوب ارزیابی مقاله‌های کیفی&amp;amp;raquo; انجام شد. ضرورت این پژوهش ارزیابی کیفیت پژوهش‌های کیفی در حوزه حسابداری به منظور کمک به بهبود کیفیت مقاله‌ها است. برای این منظور، همه مقاله‌های کیفی منتشر شده در نشریه‌های علمی حسابداری موردتأیید وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در بازه زمانی مورد بررسی، سرشماری و ارزیابی شد. در نهایت، برای بررسی روابط بین متغیرهای مستقل (ویژگی‌های نشریه و نویسندگان) و متغیر وابسته (امتیاز کیفیت مقاله)، تحلیل‌های آماری به کار گرفته شد. یافته‌ها نشان داد که 1734 مقاله کیفی در بازه زمانی مورد بررسی منتشر شده است. همچنین، بین میانگین امتیاز مقاله‌های کیفی منتشر شده در نشریه‌های مختلف، میانگین امتیاز بخش‌های مختلف مقاله‌ها و میانگین امتیاز مقاله‌های کیفی در سال‌های مختلف تفاوت معناداری وجود ندارد. از سوی دیگر، بین رتبه نشریه، رتبه علمی نویسنده و نوع دانشگاه نویسنده با امتیاز کیفیت مقاله‌های کیفی، رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین، بین پراستناد بودن نویسنده و امتیاز کیفیت مقاله‌های کیفی، رابطه معناداری مشاهده نشد. افزون بر آن با مرور زمان، یادگیری پژوهشگران بهبود نیافته و کیفیت مقاله‌های کیفی افزایش نیافته است. این پژوهش به دانش‌افزایی قابل‌توجهی در ادبیات روش‌شناسی پژوهش‌های حسابداری منجر می‌شود. همچنین، با بررسی رابطه بین کیفیت نشریه و ویژگی‌های علمی نویسندگان با کیفیت مقاله‌ها، بینش‌های جدیدی برای پژوهشگران، سیاست‌گذاران علمی و مدیران دانشگاهی در جهت ارتقای استانداردهای پژوهشی و انتشار در حوزه حسابداری فراهم می‌آورد.این پژوهش با هدف ارزیابی نظام‌مند کیفیت مقاله‌های کیفی حسابداری در نشریه‌های داخلی با استفاده از &amp;amp;laquo;چارچوب ارزیابی مقاله‌های کیفی&amp;amp;raquo; انجام شد. ضرورت این پژوهش ارزیابی کیفیت پژوهش‌های کیفی در حوزه حسابداری به منظور کمک به بهبود کیفیت مقاله‌ها است. برای این منظور، همه مقاله‌های کیفی منتشر شده در نشریه‌های علمی حسابداری موردتأیید وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در بازه زمانی مورد بررسی، سرشماری و ارزیابی شد. در نهایت، برای بررسی روابط بین متغیرهای مستقل (ویژگی‌های نشریه و نویسندگان) و متغیر وابسته (امتیاز کیفیت مقاله)، تحلیل‌های آماری به کار گرفته شد. یافته‌ها نشان داد که 1734 مقاله کیفی در بازه زمانی مورد بررسی منتشر شده است. همچنین، بین میانگین امتیاز مقاله‌های کیفی منتشر شده در نشریه‌های مختلف، میانگین امتیاز بخش‌های مختلف مقاله‌ها و میانگین امتیاز مقاله‌های کیفی در سال‌های مختلف تفاوت معناداری وجود ندارد. از سوی دیگر، بین رتبه نشریه، رتبه علمی نویسنده و نوع دانشگاه نویسنده با امتیاز کیفیت مقاله‌های کیفی، رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین، بین پراستناد بودن نویسنده و امتیاز کیفیت مقاله‌های کیفی، رابطه معناداری مشاهده نشد. افزون بر آن با مرور زمان، یادگیری پژوهشگران بهبود نیافته و کیفیت مقاله‌های کیفی افزایش نیافته است. این پژوهش به دانش‌افزایی قابل‌توجهی در ادبیات روش‌شناسی پژوهش‌های حسابداری منجر می‌شود. همچنین، با بررسی رابطه بین کیفیت نشریه و ویژگی‌های علمی نویسندگان با کیفیت مقاله‌ها، بینش‌های جدیدی برای پژوهشگران، سیاست‌گذاران علمی و مدیران دانشگاهی در جهت ارتقای استانداردهای پژوهشی و انتشار در حوزه حسابداری فراهم می‌آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل پیشرفت‌های اخیر هوش مصنوعی و یادگیری ماشین در کشاورزی دقیق با رویکرد علم‌سنجی: روندها، چالش‌ها و فرصت‌ها</title>
      <link>https://apss.qom.ac.ir/article_4411.html</link>
      <description>هدف: این مطالعه تحلیل پیشرفت‌های اخیر هوش مصنوعی و یادگیری ماشین در کشاورزی دقیق است تا نشان دهد این فناوری‌ها چگونه به بهینه‌سازی فرآیندهای کشاورزی، افزایش بهره‌وری و پاسخ به چالش‌های زیست‌محیطی و نیاز به تأمین غذای جمعیت رو به رشد کمک می‌کنند. با توجه به افزایش تقاضا برای کشاورزی دقیق و اتکا به فناوری‌های نوین، پژوهش به دنبال شناسایی روندها، چالش‌ها و فرصت‌های موجود در این حوزه می‌باشد.روش پژوهش: این پژوهش با رویکرد تحلیلی و بر مبنای علم‌سنجی انجام شده است. جامعه آماری شامل مطالعات مرتبط با هوش مصنوعی و یادگیری ماشین در کشاورزی دقیق است که در پایگاه اسکوپوس در بازه زمانی 2000 تا 2025 نمایه شده‌اند. برای جستجوی مقالات، از کلمات کلیدی &amp;amp;ldquo;هوش مصنوعی&amp;amp;rdquo;، &amp;amp;ldquo;یادگیری ماشین&amp;amp;rdquo;، &amp;amp;ldquo;کشاورزی دقیق&amp;amp;rdquo; و &amp;amp;ldquo;تکنولوژی‌های نوین کشاورزی&amp;amp;rdquo; استفاده شد. در نهایت، 750 مقاله به عنوان جامعه آماری انتخاب و تحلیل شدند. برای ترسیم شبکه موضوعی مطالعات، از نرم‌افزار VOSviewer بهره‌گیری شد. همچنین، به منظور بررسی روابط بین داده‌ها، از آزمون همبستگی پیرسون استفاده گردید.یافته‌ها: بر اساس تحلیل انجام‌شده، کلیدواژه &amp;amp;ldquo;کشاورزی دقیق&amp;amp;rdquo; با ۲۳۱ بار وقوع، به‌عنوان محور اصلی تحقیقات شناسایی شده است و این تاکید نشان‌دهنده تمایل فزاینده محققان به بهینه‌سازی فرایندها و بهبود کارایی از طریق فناوری‌های نوین است. همچنین، کلیدواژه‌های "هوش مصنوعی (AI)" و "یادگیری ماشین (ML)" به ترتیب با ۱۹۵ و ۱۷۶ بار تکرار، گویای تلاش پژوهشگران برای حل چالش‌های کشاورزی از طریق تحلیل داده‌های بزرگ و پیش‌بینی الگوهای آب‌وهوایی است. تحلیل روند انتشار در بازه‌های زمانی مختلف نشان می‌دهد که از ۲۰۰۰&amp;amp;ndash;۲۰۰۵ تنها ۲۷ مقاله وجود داشته و این عدد به ۳۸۷ مقاله در بازه ۲۰۲۰&amp;amp;ndash;۲۰۲۵ رسیده است. این روند صعودی به‌ویژه از سال ۲۰۱۵ به بعد با شتاب بیشتری دنبال شده است که گواهی است دال بر پذیرش گسترده‌تری از این فناوری‌ها برای بهینه‌سازی تولیدات و کاهش هزینه‌ها. بررسی خوشه‌های واژگانی نیز نشان داد که خوشه "کشاورزی دقیق" با واژگانی مانند "مزارع"، "تأمین غذا" و "فناوری کشاورزی" به بهینه‌سازی فرآیندها و افزایش بهره‌وری اشاره دارد و ارتباطات میان این عناصر به تصمیم‌گیری و پیش‌بینی‌های مبتنی بر داده مربوط می‌شود. خوشه "یادگیری ماشین" با واژگانی مانند "یادگیری عمیق" و "ماشین‌های بردار پشتیبان" به تکنیک‌های یادگیری ماشین و کاربردهای آن‌ها در تحلیل داده‌های کشاورزی می‌پردازد. خوشه "اینترنت اشیاء" با واژگانی همچون "حسگرها" و "سنجش از دور" به جمع‌آوری داده‌ها از دستگاه‌ها و به‌کارگیری داده‌ها در محیط‌های زراعی اشاره دارد. همچنین، خوشه "یادگیری سیستم‌ها" با واژگانی مانند "تصمیم‌گیری" و "اتوماسیون" بر استفاده از الگوریتم‌ها و سیستم‌های یادگیری برای اتوماسیون کشاورزی متمرکز است و اهمیت ویژه‌ای در تحلیل داده و بهینه‌سازی عملکرد محصولات دارد. نتایج تحلیل همبستگی پیرسون نیز به‌طور خاص نشان‌دهنده رابطه مثبت و معنادار (P &amp;amp;lt; 0.01)، بین تعداد مقالات منتشر شده و سال انتشار است که گواهی بر افزایش توجه به AI و ML در کشاورزی دقیق در سال‌های اخیر است و بیانگر تأثیر فناوری‌های نوین و دسترسی به داده‌ها بر روند پژوهش‌هاست. نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد که روند رو به رشد و تنوع موضوعی در آینده پژوهش‌های کشاورزی دقیق روشن و امیدوارکننده است. این یافته‌ها می‌تواند مبنای محکمی برای پژوهش‌های آتی و توسعه سیاست‌های مؤثر در کشاورزی دقیق باشد و به بهبود عملکرد و بهره‌وری، همچنین مدیریت منابع در مواجهه با تغییرات زیست‌محیطی و رشد جمعیت کمک شایانی نماید. با توجه به اهمیت همسو شدن پژوهش‌های علمی با نیازهای عملی مزرعه‌ها، استقرار چارچوب‌های پژوهشی منسجم، ارتقای زیرساخت‌های داده‌ای، و تشویق مشارکت فعال کشاورزان و صنایع مرتبط از اولویت‌های کلیدی آینده محسوب می‌شود. به این ترتیب، آینده کشاورزی دقیق می‌تواند با افزایش کارایی، کاهش هزینه‌ها، بهبود پایداری زیست‌محیطی و کاهش خطرات ناشی از نوسانات اقلیمی و منابع محدود، نقشی کلیدی در تأمین امنیت غذایی ایفا کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل علم‌سنجی آینده‌پژوهی بومی -اسلامی در مجلات علمی ایران</title>
      <link>https://apss.qom.ac.ir/article_4412.html</link>
      <description>این پژوهش با رویکردی توصیفی ـ تحلیلی و با بهره‌گیری از روش‌های علم‌سنجی، به تحلیل ساختار مفهومی و شبکه هم‌نویسندگی، هم‌واژگان ادبیات فارسیِ &amp;amp;laquo;آینده‌پژوهی بومی و اسلامی&amp;amp;raquo; می‌پردازد. داده‌های پژوهش در وهله اول از طریق جست‌وجوی در فصلنامه‌های تخصصی آینده‌پژوهی و در مرتبه دوم، پایگاه‌های نمایه سازی مقالات فارسی زبان مانند نورمگز، مگیران، SID، ایرانداک و Google Scholar گردآوری شد. از میان ۱۴۰ مقاله اولیه شناسایی‌شده، ۸۶ مقاله‌ پس از پالایش محتوایی برای تحلیل نهایی انتخاب و با استفاده از نرم‌افزار VOSviewer مورد تحلیل شبکه‌ای قرار گرفت. یافته‌ها نشان می‌دهد که بخش قابل‌توجهی از آثار بر مباحث عام آینده‌پژوهی تمرکز داشته و در مقابل، حوزه‌های بنیادینی چون معرفت‌شناسی، هستی‌شناسی و انسان‌شناسی و حتی روش‌شناسی آینده‌پژوهی سهم اندکی در تولیدات علمی داشته‌اند؛ به‌گونه‌ای که تنها تعداد محدودی از مقالات به این مبانی پرداخته‌اند.نقشه هم‌نویسندگی حاکی از آن است که دانشگاه جامع امام حسین(ع) نقش محوری در تولید و انتشار ادبیات این حوزه دارد و برخی نویسندگان، از جمله محمدرحیم عیوضی، در جایگاه گره‌های مرکزی شبکه قرار گرفته‌اند. با وجود این، الگوی همکاری‌ها عمدتاً درون‌خوشه‌ای است و پیوندهای میان‌خوشه‌ای ضعیف بوده که نشان‌دهنده مرحله تکوینی و نسبتاً جزیره‌ای این حوزه در ایران است. تحلیل هم‌وقوع واژگان نیز پنج خوشه مفهومی اصلی را آشکار ساخت: آینده‌پژوهی نظام‌مند (روش‌هایی مانند تحلیل لایه‌ای علت‌ها، نشانه‌های ضعیف و سناریونویسی)، علوم اسلامی و آینده‌اندیشی، پارادایم‌های انتقادی و دانش بومی، آموزه‌های مهدوی و تبیین‌های الهیاتی آینده، و در نهایت، بنیان‌های فلسفی نظیر ارزش‌های هنجاری و مباحث هستی‌شناختی.برآیند شواهد نشان می‌دهد که حوزه آینده‌پژوهی بومی در ایران، علیرغم رشد کمّی، از منظر پیوندهای معرفتی و شبکه‌ای همچنان در مرحله تکوین قرار دارد. ارتقای این حوزه مستلزم عبور از سطح‌گرایی مفهومی و حرکت به‌سوی تعمیق نظری، تقویت تعاملات میان‌رشته‌ای، گسترش ارتباطات میان‌خوشه‌ای و سرمایه‌گذاری هدفمند بر مباحث بنیادین متناسب با زمینه فرهنگی و معرفتی جمهوری اسلامی ایران است. نتایج حاصل می‌تواند برای سیاست‌گذاری پژوهشی، تعیین اولویت‌های حمایت علمی و بازآرایی برنامه‌های آموزشی مرتبط با آینده‌پژوهی بومی مورد بهره‌برداری قرار گیرد. در نهایت نیز مبتنی بر تحلیل علم‌سنجی صورت گرفته پیشنهاداتی در سرفصل‌های گسترش تعامل میان‌رشتگی، تقویت چارچوب‌های نظری و مفهومی، تمرکز بر تولید دانش بومی و نقش‌آفرینی نهادهای علمی و فرهنگی ارائه شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مروری نظام مند بر رویکردهای ارزیابی پژوهش‌های علوم‌انسانی و اجتماعی</title>
      <link>https://apss.qom.ac.ir/article_4413.html</link>
      <description>چکیدههدف: در پژوهش حاضر تلاش شد است تا یافته‌های پژوهش‌های ایران و جهان در خصوص رویکردهای ارزیابی پژوهش‌های علوم‌انسانی و اجتماعی مورد بررسی قرار گیرد. روش تحقیق: پژوهش حاضر به روش مرور نظام‌مند انجام شده و برای اجرای آن از راهنمای ارائه‌شده توسط اکلی (2015) استفاده شده است. در این راستا، پژوهش‌های مرتبط با روش‌ها و رویکردهای ارزیابی پژوهش‌های علوم انسانی و اجتماعی در پایگاه‌های اطلاعاتی بین‌المللی و داخلی جست‌وجو شدند و پس از غربالگری، در نهایت 28 مقاله برای بررسی نهایی انتخاب شد.یافته‌ها: یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد ارزیابی پژوهش در علوم‌انسانی متکی بر طیف وسیعی از رویکردها و ابزارهاست که هر یک مزایا و محدودیت های خود را دارد. بر اساس نتایج به‌دست‌آمده این رویکردها شامل کتابسنجی، آلتمتریکس، آمار تجاری‌سازی، پایگاه‌های داده تاثیر پژوهش، تحلیل اسنادی، داوری همتا، مصاحبه، پرسش‌نامه، مطالعات موردی، ارزیابی ذینفعان، کارگاه‌ها و گروه‌های کانونی، ردیابی فعالیت‌ها، بازدیدهای میدانی، مدل‌های منطقی، نظریه تغییر ، رویکرد پایین به بالا، رویکرد درونی و اجماعی است. همچنین یافته‌ها حاکی از آن است که این رویکردها و روش‌ها هریک با بخشی از چرخه پژوهش (درونداد یا نهاده پژوهش، فعالیت‌ها یا فراینـد، برونداد یا ستانده، دســتاورد یــا برآینــد، تاثیر یا اثر) تناسب دارنند. روش‌هایی همچون کتابسنجی، آلتمتریکس و پایگاه‌های داده آماری عمدتاً بر سنجش بروندادهای پژوهش تمرکز دارند و امکان مقایسه و اندازه‌گیری کمّی نتایج پژوهشی را فراهم می‌کنند. در مقابل رویکردهای کیفی و مشارکتی نظیر مصاحبه، مطالعات موردی، بازدیدهای میدانی، تحلیل اسنادی، ارزیابی ذینفعان، کارگاه‌ها، گروه‌های کانونی، رویکردهای پایین به بالا بیشتر به سنجش دستاوردها و اثرات میان مدت و بلند مدت پژوهش تمرکز دارنند. نتیجه‌گیری: تحلیل یافته‌های پژوهش حاضر نشان می‌دهد که رویکردهای نوین ارزیابی، با عبور از تمرکز صرف بر خروجی‌های قابل اندازه‌گیری، امکان یکپارچه‌سازی داده‌های کمی و کیفی، تحلیل مشارکتی و بهره‌گیری از چارچوب‌های نظری را فراهم می‌کنند. این تنوع رویکردی و تطبیق رویکردها و روش‌ها با چرخه پژوهش بیانگر آن است که انتخاب و ترکیب رویکردها و روش‌های ارزیابی باید بر اساس مراحل پژوهش و اهداف ارزیابی صورت گیرد تا ارزیابی جامع و معتبر باشد. بر این اساس ارزیابی پژوهش‌های علوم انسانی و اجتماعی مستلزم تلفیق رویکردها، حساسیت به زمینه و مراحل پژوهش و استفاده از منابع داده‌ای متنوع است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مصور سازی تولیدات علمی ایران و ترکیه مرتبط با Big Data در پایگاه استنادی web of science در بازه زمانی (2010-2022)</title>
      <link>https://apss.qom.ac.ir/article_3101.html</link>
      <description>هدف: پژوهش حاضر به بررسی مصورسازی تولیدات علمی با داده‌های بزرگ (داده های کلان)در پایگاه استنادی &amp;amp;laquo;وب او ساینس&amp;amp;raquo;  در بازده زمانی(2022-2010) م در کشور ایران و ترکیه پرداخته است. 
  روش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی است، که با رویکرد علم سنجی، برای گردآوری داده‌ها از جستجوی پیشرفته در &amp;amp;laquo;وب اوساینس&amp;amp;raquo; استفاده شده ‌است. تعداد کل رکورد های استخراج‌ شده در هر سه نمایه استنادی علوم پایه، علوم اجتماعی ،هنر و علوم انسانی 77408 بوده که همه رکوردها انتخاب نشده‌است. درنهایت با نرم‌افزار های  تجزیه‌وتحلیل داده، رکوردهای استخراج‌ شده در پایگاه &amp;amp;laquo;وب او ساینس&amp;amp;raquo;مورد بررسی قرارگرفته‌است. تجزیه و تحلیل داده با استفاده از نرم‌افزار های داده کاوی از جمله &amp;amp;laquo;یوسی آی نت&amp;amp;raquo;،  &amp;amp;laquo;وزویور &amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;بایب اکسل &amp;amp;raquo; انجام‌شده است .
  یافته ها: نتایج پژوهش در زمینه ی تحلیل خوشه‌ای کلیدواژه‌ها نشان داد، تعداد ده خوشه اصلی از کلید واژه‌های مورد بررسی تولید شد که مهم‌ترین خوشه مربوط به پردازش ذخیره و بازیابی اطلاعات با استفاده از فناوری‌های اطلاعاتی و اینترنت اشیاء، هوش مصنوعی، پردازش ابری، فراگیری ماشین و یادگیری عمیق بوده است، پرتکرارترین کلیدواژه های مقالات تولید شده در حوزه ی داده های عظیم، کلیدواژه های &amp;amp;laquo;داده های عظیم&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;فراگیری ماشین&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;یادگیری عمیق&amp;amp;raquo;و &amp;amp;laquo;اینترنت اشیا&amp;amp;raquo; در سطح ایران و ترکیه در پایگاه مد نظر بودند علاوه بر این بررسی پربسامدترین هم رخدادی واژگان نشان داد بیشترین هم واژگانی میان &amp;amp;laquo;مهندسی- برق و الکترونیک&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;علوم کامپیوتر- سیستم های اطلاعاتی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo; علوم کامپیوتر- نظریه و روش&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;علوم کامپیوتر، هوش مصنوعی&amp;amp;raquo; وجود دارد. باید افزود  این مسئله برای پژوهشگران درنمایه سازی حوزه‌های علمی درپایگاه مورد بررسی &amp;amp;laquo;وب او ساینس&amp;amp;raquo;در کشور ایران  و ترکیه حائز اهمیت است.

  نتیجه گیری : با  گستردگی به کار گیری علوم دانشی مختلف در سطح کلان از روش های نوین علم سنجی ، از جمله: تکنیک ها و روش های تجزیه و تحلیل پیشرفته مانند مصور سازی یافته های علمی در پایگاه های استنادی مختلف مثل(وب او ساینس) و غیره استفاده می گردد، که با این اتفاق  کمک شایانی به پژوهشگران در زمینه ی پردازش، ذخیره و بازیابی برونداد های علمی شان  در سطح فرا ملی می شود به علاوه اینکه تجزیه و تحلیل پیشرفته داده های کلان به روش علم سنجی به نوبه خود منجر به  ارتقا کیفیت برونداد های علمی و پژوهشی هر پژوهشگر و شناسایی پژوهش های  دارای وجه مشترک موضوعی در یک حوزه دانشی خاص می گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل رفتار اطلاع‌یابی سلامت در دوران بحران‌های بهداشتی: کاربرد شاخص‌های علم‌سنجی و آلت‌متریک در ارزیابی تأثیر و تعاملات علمی</title>
      <link>https://apss.qom.ac.ir/article_4127.html</link>
      <description>هدف:
پژوهش حاضر با هدف تحلیل جامع رفتار اطلاع‌یابی سلامت در دوران بحران‌های بهداشتی انجام شده است و می‌کوشد با بهره‌گیری هم‌زمان از شاخص‌های علم‌سنجی و آلت‌متریک، ساختار دانش، الگوهای استنادی و بازتاب اجتماعی پژوهش‌های این حوزه را بررسی کند. تمرکز اصلی مطالعه بر شناسایی روندهای زمانی تولید علم، بازیگران کلیدی (نویسندگان، کشورها و مجلات)، خوشه‌های موضوعی غالب و میزان تعامل و توجه اجتماعی پژوهش‌ها، به‌ویژه در بستر بحران‌هایی نظیر همه‌گیری COVID 19 است.
روش‌شناسی:
این پژوهش از نوع کاربردی–توسعه‌ای بوده و با رویکرد کمّی و استفاده از تکنیک‌های علم‌سنجی و آلت‌متریک انجام شده است. جامعه آماری شامل مدارک نمایه‌شده در پایگاه Web of Science Core Collection بود که با استفاده از راهبرد جست‌وجوی ترکیبی مبتنی بر عملگرهای بولی AND/OR گردآوری شدند. راهبرد جست‌وجو دو محور اصلی «بحران‌های سلامت» (Pandemic، Health Crisis، Epidemic و Public Health Emergency) و «رفتار اطلاع‌یابی سلامت» (Health Information Behavior، Information Seeking و Information Searching) را پوشش داد. جست‌وجو در فیلد موضوعی (عنوان، چکیده و کلیدواژه‌ها) و بدون محدودیت زمانی انجام شد و بازه زمانی ۱۹۹۲ تا ۲۰۲۴ را دربر گرفت. در مجموع ۷۸۲ رکورد بازیابی شد که پس از اعمال معیارهای ورود (مقالات داوری‌شده دارای چکیده و داده‌های استنادی کامل) و حذف اسناد غیرپژوهشی، به‌عنوان جامعه پژوهش مورد تحلیل قرار گرفت. داده‌های آلت‌متریک بر اساس شناسه DOI از پایگاه Altmetric.com استخراج شد. تحلیل‌های علم‌سنجی با استفاده از نرم‌افزارهای CiteSpace، VOSviewer و بسته Bibliometrix در R و تحلیل‌های آلت‌متریک با تمرکز بر توزیع نمره توجه و سهم پلتفرم‌های اجتماعی انجام گرفت.
یافته‌ها:
نتایج نشان داد که تولید دانش در حوزه رفتار اطلاع‌یابی سلامت تا سال ۲۰۱۰ محدود و پراکنده بوده، اما از دهه ۲۰۱۰ به‌تدریج افزایش یافته و در بازه ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۲ هم‌زمان با همه‌گیری COVID 19 جهش چشمگیری را تجربه کرده است. این الگو نشان‌دهنده ماهیت رویدادمحور این حوزه است. تحلیل استنادی حاکی از آن بود که مقالات پرارجاع عمدتاً بر موضوعاتی نظیر اضطراب سلامت، اطلاعات نادرست، ادراک ریسک، اجتناب اطلاعاتی و سواد سلامت دیجیتال تمرکز دارند. از منظر نویسندگان، پژوهشگرانی مانند Dadaczynski و Okan نقش محوری در شکل‌دهی به گفتمان علمی حوزه ایفا کرده‌اند. تحلیل جغرافیایی نیز نشان داد که ایالات متحده، چین و بریتانیا بیشترین سهم را در تولید مقالات دارند، در حالی که کشورهایی نظیر ایران به‌عنوان بازیگران نوظهور با ظرفیت توسعه پژوهشی شناسایی شدند. تمرکز انتشار مقالات در مجلات میان‌رشته‌ای، به‌ویژه Journal of Medical Internet Research، بیانگر ماهیت چندوجهی این حوزه است. در بعد آلت‌متریک، توزیع نمره توجه به‌شدت چوله به راست بود (میانگین ۲۵٫۹۰ و میانه ۳) که نشان می‌دهد تعداد اندکی از مقالات توجه اجتماعی گسترده‌ای را به خود اختصاص داده‌اند. رابطه بین استنادات علمی و نمره آلت‌متریک ضعیف اما معنادار بود و ماهیت مکمل این دو شاخص را تأیید کرد.
نتیجه‌گیری:
یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که رفتار اطلاع‌یابی سلامت در دوران بحران‌های بهداشتی، بازتاب‌دهنده تعامل پیچیده میان تولید دانش علمی و توجه اجتماعی است. تمرکز پژوهش‌ها بر ابعاد روان‌شناختی و اطلاعات نادرست، اهمیت مدیریت ارتباطات سلامت در شرایط بحرانی را برجسته می‌سازد. در عین حال، تمرکز جغرافیایی و فردی تولید دانش ضرورت توسعه همکاری‌های بین‌المللی و میان‌رشته‌ای را نشان می‌دهد. استفاده هم‌زمان از شاخص‌های علم‌سنجی و آلت‌متریک می‌تواند تصویری جامع‌تر از تأثیر علمی و اجتماعی پژوهش‌های سلامت ارائه دهد و مبنایی برای سیاست‌گذاری و پژوهش‌های آینده فراهم آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ترسیم نقشه علمی حکمرانی ورزشی مطلوب: یک مطالعه علم‌سنجی مبتنی بر پایگاه استنادی اسکوپوس2015-2025</title>
      <link>https://apss.qom.ac.ir/article_4242.html</link>
      <description>ترسیم نقشه علمی حکمرانی ورزشی مطلوب: یک مطالعه علم‌سنجی مبتنی بر پایگاه استنادی اسکوپوس2015-2025

چکیده
زمینه: حکمرانی ورزشی مطلوب به‌عنوان یکی از مفاهیم کلیدی در مدیریت و سیاست‌گذاری ورزش، در سال‌های اخیر توجه فزاینده‌ای از سوی پژوهشگران و نهادهای بین‌المللی به خود جلب کرده است. با وجود رشد قابل‌توجه مطالعات در این حوزه، تاکنون تصویری جامع از ساختار دانش، روندهای پژوهشی و الگوهای همکاری علمی در زمینه حکمرانی ورزشی مطلوب ارائه نشده است. هدف: هدف پژوهش حاضر، تحلیل علم‌سنجی و ترسیم نقشه علمی پژوهش‌های مرتبط با حکمرانی ورزشی مطلوب در بازه زمانی 2015 تا 2025 بر اساس داده‌های استخراج‌شده از پایگاه استنادی اسکوپوس است.
روش: این پژوهش از نظر روش‌شناسی، توصیفی–تحلیلی بوده و با بهره‌گیری از رویکردهای علم‌سنجی، شامل تحلیل روند انتشار، توزیع جغرافیایی پژوهش‌ها، شبکه هم‌نویسندگی، هم‌استنادی و هم‌وقوعی واژگان کلیدی انجام شده است. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار وی او اس ویور  مورد تحلیل و مصورسازی قرار گرفتند.
یافته‌ها: تحلیل علم‌سنجی پژوهش‌های حوزه حکمرانی مطلوب ورزشی در بازه زمانی ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۵ نشان داد که تولیدات علمی این حوزه روندی صعودی و پایدار داشته است. کشورهای توسعه‌یافته، به‌ویژه بریتانیا، در تولید دانش و تأثیرگذاری علمی نقش محوری ایفا کرده‌اند. همچنین، تحلیل هم‌وقوعی واژگان کلیدی نشان داد که مفاهیمی مانند حکمرانی ورزشی، مدیریت ورزشی و سیاست‌گذاری ورزشی در کانون توجه پژوهشگران قرار دارند، در حالی که مؤلفه‌های مکملی از جمله شفافیت، پاسخ‌گویی، پایداری و سلامت به‌عنوان ابعاد اصلی حکمرانی خوب ورزشی برجسته شده‌اند.
ترسیم نقشه علمی حکمرانی ورزشی مطلوب: یک مطالعه علم‌سنجی مبتنی بر پایگاه استنادی اسکوپوس2015-2025

چکیده
زمینه: حکمرانی ورزشی مطلوب به‌عنوان یکی از مفاهیم کلیدی در مدیریت و سیاست‌گذاری ورزش، در سال‌های اخیر توجه فزاینده‌ای از سوی پژوهشگران و نهادهای بین‌المللی به خود جلب کرده است. با وجود رشد قابل‌توجه مطالعات در این حوزه، تاکنون تصویری جامع از ساختار دانش، روندهای پژوهشی و الگوهای همکاری علمی در زمینه حکمرانی ورزشی مطلوب ارائه نشده است. هدف: هدف پژوهش حاضر، تحلیل علم‌سنجی و ترسیم نقشه علمی پژوهش‌های مرتبط با حکمرانی ورزشی مطلوب در بازه زمانی 2015 تا 2025 بر اساس داده‌های استخراج‌شده از پایگاه استنادی اسکوپوس است.
روش: این پژوهش از نظر روش‌شناسی، توصیفی–تحلیلی بوده و با بهره‌گیری از رویکردهای علم‌سنجی، شامل تحلیل روند انتشار، توزیع جغرافیایی پژوهش‌ها، شبکه هم‌نویسندگی، هم‌استنادی و هم‌وقوعی واژگان کلیدی انجام شده است. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار وی او اس ویور  مورد تحلیل و مصورسازی قرار گرفتند.
یافته‌ها: تحلیل علم‌سنجی پژوهش‌های حوزه حکمرانی مطلوب ورزشی در بازه زمانی ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۵ نشان داد که تولیدات علمی این حوزه روندی صعودی و پایدار داشته است. کشورهای توسعه‌یافته، به‌ویژه بریتانیا، در تولید دانش و تأثیرگذاری علمی نقش محوری ایفا کرده‌اند. همچنین، تحلیل هم‌وقوعی واژگان کلیدی نشان داد که مفاهیمی مانند حکمرانی ورزشی، مدیریت ورزشی و سیاست‌گذاری ورزشی در کانون توجه پژوهشگران قرار دارند، در حالی که مؤلفه‌های مکملی از جمله شفافیت، پاسخ‌گویی، پایداری و سلامت به‌عنوان ابعاد اصلی حکمرانی خوب ورزشی برجسته شده‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پژوهش‌شناسی ترجمه در ایران: تحلیل علم‌سنجی آثار پژوهشگران ایرانی در پایگاه استنادی آی. اس. سی</title>
      <link>https://apss.qom.ac.ir/article_4328.html</link>
      <description>ارتباط بین مطالعات ترجمه و تحقیقات علم‌سنجی نسبتاً جدید است و تحقیقات اختصاصی محدودی در این زمینه انجام شده است؛ با این حال، عدم تعادل جغرافیایی در خصوص پژوهش های حوزۀ ترجمه محسوس است. به همین دلیل، در این پژوهش سعی شده است با تاکید بر منطقه ی جغرافیای ایران و همچنین استفاده از مقالات نمایه شده در پایگاه استنادی علوم جهان اسلام، پژوهش های حوزۀ ترجمه از منظر علم سنجی تحلیل شوند. به عبارت دیگر، هدف این پژوهش تحلیل علم‌سنجی و دیدارسازی شبکه علمی پژوهش‌های حوزه مطالعات ترجمه طی سال‌های 1370 تا 1403 بود.به این منظور، بروندادهای علمی این حوزه در قالب 2930 مقاله‌ی نمایه شده در پایگاه استنادی علوم جهان اسلام استخراج و با استفاده از نرم‌افزارهای علم‌سنجی مورد تحلیل قرار گرفت. 
یافته‌ها نشان داد که پراستنادترین مقالات عمدتاً حول محور ترجمه‌ی متون دینی (به ویژه قرآن و نهج‌البلاغه) و نقد ترجمه با تکیه بر نظریه‌های برمن و گارسس متمرکز هستند. نویسندگان پرتولید این حوزه شامل خوش‌سلیقه، خزاعی و مسبوق می‌شوند که شبکه هم‌نویسندگی آن‌ها الگوهای همکاری پژوهشی را آشکار می‌سازد. پراکندگی گره‌ها در شبکه هم نویسندگی پژوهشگران حوزه ترجمه، نشان‌دهنده‌ی گروه‌های مستقل با تخصص‌های فرعی در حوزه‌ی ترجمه می‌باشد.
تحلیل کلیدواژه‌ها حاکی از غلبه موضوعاتی مانند ترجمه‌ی قرآن، ادبیات تطبیقی و چالش‌های فرهنگی در ترجمه است. خوشه‌بندی موضوعی نیز 10 خوشه اصلی از جمله مبانی نظری ترجمه، ادبیات تطبیقی، مطالعات قرآنی و تاریخ ترجمه را شناسایی کرده است. نتایج این پژوهش نشان داد که ۴۳% گرایش های پژوهشی به ترجمه ی ادبی و دینی، ۲۹% به جنبه‌های فرهنگی/تاریخی، و ۲۸% به مباحث روش‌شناختی پرداخته اند. با این توصیف، خلأهای پژوهشی که در حوزه‌ی ترجمه می توان به آن اشاره کرد، یکی عدم توجه به موضوع ترجمه ی ماشینی است که فقط در خوشه ی ششم ذکر شده است. علاوه بر آن، هیچ کدام از خوشه ها به طور مستقیم به ترجمه ی شفاهی همزمان و پیاپی اشاره نکرده اند. این مطالعه ضمن نشان دادن نقاط قوت (توجه به متون دینی و ادبی)، به ضعف‌هایی مانند کم‌توجهی به ترجمه‌ی ماشینی و شفاهی اشاره دارد. نتایج این پژوهش می‌تواند به سیاست‌گذاری‌های پژوهشی هدفمند و توسعه‌ی مطالعات ترجمه در ایران کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل علم‌سنجی تولیدات علمی حوزه «صنعت ۵.۰»: بررسی روندها، شبکه‌های همکاری و موضوعات نوظهور</title>
      <link>https://apss.qom.ac.ir/article_4445.html</link>
      <description>مقدمه و هدف:

با توجه به تحولات سریع تکنولوژیک در عصر حاضر، پارادایم «صنعت ۵.۰» به عنوان رویکردی نوین و تحول‌آفرین، مورد توجه فزاینده پژوهشگران، سیاست‌گذاران و صنایع قرار گرفته است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل کتاب‌سنجی جامع و ترسیم نقشه علمی تولیدات علمی مرتبط با حوزه صنعت ۵.۰ انجام شده است. اهداف و پرسش‌های اصلی این مطالعه شامل چهار محور اساسی است: نخست، شناسایی کشورهای پیشرو، دانشگاه‌ها، موسسات و نویسندگان برتر؛ دوم، بررسی روند دقیق رشد انتشارات در بازه زمانی ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۶؛ سوم، معرفی مجلات کلیدی و تاثیرگذار؛ و چهارم، تحلیل ساختار شبکه‌ای واژگان کلیدی (شبکه هم‌رخدادی) و شناسایی خوشه‌های اصلی موضوعی برای درک بهتر جبهه‌های پژوهشی و تغییرات پارادایم در این عرصه.

روش‌شناسی پژوهش:

این مطالعه از نظر هدف، یک پژوهش کاربردی-توسعه‌ای محسوب می‌شود که با رویکردی کمّی و روش توصیفی-تحلیلی مبتنی بر شاخص‌های علم‌سنجی به انجام رسیده است. چارچوب نظری و عملی این پژوهش عمدتاً بر پایه تحلیل هم‌رخدادی واژگان، شبکه‌بندی و خوشه‌بندی کلمات کلیدی بنا شده است تا ساختار مفهومی و فکری این حوزه نمایان گردد. برای این منظور، از ابزارهای تخصصی ترسیم نقشه علمی جهت پردازش داده‌ها بهره گرفته شده است. همچنین در بخش پیشینه پژوهش، با مرور مطالعات داخلی و بین‌المللی، تمرکز ویژه‌ای بر مفاهیمی نظیر سیستم‌های هوشمند، مدیریت دانش و سیستم‌های یکپارچه به عنوان زیربنای گذار به صنعت ۵.۰ وجود داشته است.

یافته‌ها:

بررسی داده‌های کمّی نشان‌دهنده پویایی فوق‌العاده و رشد انفجاری این حوزه با نرخ رشد سالانه ۴۲.۹۶ درصد است. نوظهور بودن این عرصه با میانگین سن مقالات که تنها ۱.۸۵ سال است، به خوبی تایید می‌شود. از منظر تاثیرگذاری علمی، میانگین استناد به هر سند ۱۴.۲۶ است. بررسی الگوهای همکاری نشان می‌دهد که میانگین تعداد نویسندگان در هر مقاله ۴.۲۵ نفر بوده و نرخ همکاری‌های بین‌المللی ۳۴.۴۳ درصد است (در کنار ثبت ۲۰۲ مقاله تک‌نویسنده). از نظر توزیع جغرافیایی، کشور «چین» با تولید بیش از ۵۰۰ مدرک علمی، رهبر بلامنازع این حوزه است. آمار بالای انتشارات تک‌کشوری (SCP) چین، نشان‌دهنده وجود یک اکوسیستم پژوهشی مستقل، توسعه‌یافته و بسیار قدرتمند در این کشور است. با این حال، دامنه مشارکت بین‌المللی بسیار گسترده بوده و کشورهای آسیایی (نظیر هند، کره جنوبی و ایران)، کشورهای اروپایی (مانند ایتالیا، انگلستان و آلمان) و قاره آمریکا (ایالات متحده، برزیل و کانادا) نقش فعالی در تولید علم این حوزه ایفا می‌کنند. در بخش نویسندگان نیز پژوهشگرانی همچون «Wang Lehui» و «Leng Jiu» هر یک با بیش از ۳۰ مدرک علمی، به عنوان پرکارترین و برجسته‌ترین نویسندگان شناسایی شدند.

نتیجه‌گیری:

نتایج این تحلیل علم‌سنجی به وضوح اثبات می‌کند که توسعه مفهوم و فناوری‌های مرتبط با «صنعت ۵.۰» فراتر از یک موضوع آکادمیک یا مسئله‌ای منطقه‌ای است؛ بلکه به یک «رقابت جهانی ژئوتکنولوژیک» تمام‌عیار تبدیل شده است. سرعت بالای رشد انتشارات، جوان بودن ادبیات پژوهش و تنوع جغرافیایی بازیگران کلیدی نشان می‌دهد که گذار به این پارادایم، یک اولویت استراتژیک بین‌المللی است. کشورها و نهادهای علمی برای حفظ قدرت رقابت‌پذیری خود و جا نماندن از این تحول بزرگ، نیازمند سرمایه‌گذاری هدفمند در سیستم‌های هوشمند یکپارچه، ارتقای مدیریت دانش و همچنین توسعه چشمگیر همکاری‌های بین‌المللی در شبکه‌های علمی پیشتاز می‌باشند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>میزان حضور پژوهشگران دانشگاه بصره در شبکه های اجتماعی گوگل اسکالر ، آکادمیا و ریسرچ گیت</title>
      <link>https://apss.qom.ac.ir/article_4470.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان حضور پژوهشگران  دانشگاه بصره در شبکه‌های اجتماعی علمی گوگل اسکالر، آکادمیا و ریسرچ‌گیت انجام شده است. این مطالعه با رویکردی توصیفی ـ تحلیلی و با تمرکز بر شاخص‌هایی  آلتمتریکس، همچون میزان عضویت، جایگاه سازمانی، مرتبه علمی و پراکندگی دانشکده‌ای صورت گرفته است. جامعه آماری شامل ۴۰۷۵ نفر از اعضای دانشگاه (۳۲۳۴ دانشجو، ۴۲۱ عضو هیئت علمی و ۴۲۰ کارمند) بوده است. 
یافته‌ها نشان می‌دهد ۸۵۹ نفر (۲۱ درصد) در گوگل اسکالر، ۷۷۸ نفر (۱۹ درصد) در آکادمیا و ۶۵۷ نفر (۱۶ درصد) در ریسرچ‌گیت دارای نمایه فعال هستند که بیانگر سطح نسبتاً محدود بهره‌گیری از این بسترهای نوین ارتباط علمی در مقایسه با ظرفیت انسانی دانشگاه است.اعضای هیئت علمی فعال‌ترین گروه در هر سه شبکه هستند؛ به‌گونه‌ای که ۷۴ درصد آنان در گوگل اسکالر، ۵۰ درصد در ریسرچ‌گیت و ۳۵٫۶ درصد در آکادمیا حضور دارند، در حالی که دانشجویان و کارکنان مشارکت کمتری نشان می‌دهند. همچنین رابطه‌ای معکوس میان مرتبه علمی و میزان حضور مشاهده شد؛ بدین معنا که اعضای جوان‌تر مشارکت بیشتری در این شبکه‌ها دارند. از منظر دانشکده‌ای، دانشکده‌های مهندسی و علوم پایه بیشترین و دانشکده تربیت بدنی کمترین میزان حضور را به خود اختصاص داده‌اند. این تفاوت‌ها را می‌توان با ماهیت رشته‌ها، وابستگی به شاخص‌های استنادی، فرهنگ انتشار علمی و میزان تعاملات بین‌المللی تبیین کرد. در مجموع، الگوی حضور پژوهشگران دانشگاه بصره سلسله‌مراتبی و رشته‌محور است و تقویت سواد دیجیتال پژوهشی و مدیریت هویت علمی برخط می‌تواند به ارتقای رویت‌پذیری و اثرگذاری علمی دانشگاه در عرصه بین‌المللی کمک کند.
پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان حضور پژوهشگران  دانشگاه بصره در شبکه‌های اجتماعی علمی گوگل اسکالر، آکادمیا و ریسرچ‌گیت انجام شده است. این مطالعه با رویکردی توصیفی ـ تحلیلی و با تمرکز بر شاخص‌هایی  آلتمتریکس، همچون میزان عضویت، جایگاه سازمانی، مرتبه علمی و پراکندگی دانشکده‌ای صورت گرفته است. جامعه آماری شامل ۴۰۷۵ نفر از اعضای دانشگاه (۳۲۳۴ دانشجو، ۴۲۱ عضو هیئت علمی و ۴۲۰ کارمند) بوده است. 
یافته‌ها نشان می‌دهد ۸۵۹ نفر (۲۱ درصد) در گوگل اسکالر، ۷۷۸ نفر (۱۹ درصد) در آکادمیا و ۶۵۷ نفر (۱۶ درصد) در ریسرچ‌گیت دارای نمایه فعال هستند که بیانگر سطح نسبتاً محدود بهره‌گیری از این بسترهای نوین ارتباط علمی در مقایسه با ظرفیت انسانی دانشگاه است.اعضای هیئت علمی فعال‌ترین گروه در هر سه شبکه هستند؛ به‌گونه‌ای که ۷۴ درصد آنان در گوگل اسکالر، ۵۰ درصد در ریسرچ‌گیت و ۳۵٫۶ درصد در آکادمیا حضور دارند، در حالی که دانشجویان و کارکنان مشارکت کمتری نشان می‌دهند. همچنین رابطه‌ای معکوس میان مرتبه علمی و میزان حضور مشاهده شد؛ بدین معنا که اعضای جوان‌تر مشارکت بیشتری در این شبکه‌ها دارند. از منظر دانشکده‌ای، دانشکده‌های مهندسی و علوم پایه بیشترین و دانشکده تربیت بدنی کمترین میزان حضور را به خود اختصاص داده‌اند. این تفاوت‌ها را می‌توان با ماهیت رشته‌ها، وابستگی به شاخص‌های استنادی، فرهنگ انتشار علمی و میزان تعاملات بین‌المللی تبیین کرد. در مجموع، الگوی حضور پژوهشگران دانشگاه بصره سلسله‌مراتبی و رشته‌محور است و تقویت سواد دیجیتال پژوهشی و مدیریت هویت علمی برخط می‌تواند به ارتقای رویت‌پذیری و اثرگذاری علمی دانشگاه در عرصه بین‌المللی کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>یوتیوب در ارتباطات علمی و عمومی-حرفه‌ای: شواهدی از الگوهای استنادی</title>
      <link>https://apss.qom.ac.ir/article_4492.html</link>
      <description>مقدمه: ویدئو به رسانه‌ای مهم در ارتباطات علمی تبدیل شده است و یوتیوب امروزه نقشی اساسی در پیوند دانش دانشگاهی و دانش عمومی ایفا می‌کند. این پژوهش، یوتیوب را به‌مثابه بستری چارچوب‌بندی می‌کند که هم از انتشارات علمی و هم از ارتباطات عمومی-حرفه‌ای گسترده‌تر پشتیبانی می‌نماید، به ویژه آنکه محتوای آن به طور گسترده در حوزه‌های دانشی گوناگون استفاده و استناد می‌شود. 
هدف: این مطالعه با هدف بررسی جایگاه یوتیوب در رویه‌های استنادی علمی و عمومی-حرفه‌ای، از طریق تحلیل موارد زیر انجام شد: چه کسانی به یوتیوب استناد می‌کنند، الگوهای استنادی در طول زمان چگونه تغییر می‌کند، کدام حوزه‌های موضوعی بیشترین وابستگی را به یوتیوب دارند، و چه الگوهای زبانی در اسناد استناددهنده مشاهده می‌شود.
روش‌شناسی: داده‌ها از پایگاه پروکوئست (ProQuest) با استفاده از الگوی نشانی وب (youtube.com/watch/*) و در تمامی انواع منابع اطلاعاتی علمی و عمومی-حرفه‌ای منتخب شامل کتاب‌ها، مقالات مجله‌ها، مقالات همایش‌ها، پایان‌نامه‌ها، روزنامه‌ها، نشریات تخصصی-تجاری و نشریات عمومی گردآوری شد. پژوهشگران رکوردها را به نرم‌افزار اکسل منتقل کرده، و داده‌ها را تحلیل و روندها را در پاور بی‌آی (Power BI) به تصویر کشیدند. همچنین طبقه‌بندی موضوعی از طریق فرایند نقشه‌سازی با کمک هوش مصنوعی بر اساس نظام رده‌بندی کتابخانه کنگره برای تحلیل شبکه انجام شد.
یافته‌ها: تحلیل داده‌ها نشان داد که ۲۱۸,۰۵۵ استناد به ویدئوهای یوتیوب در منابع نمایه شده در پروکوئست وجود دارد. روند کلی از ۱۰ استناد در سال ۲۰۰۵ به اوج ۲۱,۴۵۵ استناد در سال ۲۰۲۱ افزایش یافت و سپس کاهشی شد. منابع علمی ۷۳.۷۵ درصد از استنادها را به خود اختصاص دادند؛ در حالی که منابع عمومی-حرفه‌ای ۲۶.۲۵ درصد را تشکیل دادند. کتاب‌ها با ۴۹.۳۴ درصد از کل استنادها، بزرگ‌ترین منبع استناددهنده بودند. قوی‌ترین حوزۀ موضوعی استنادکننده علوم اجتماعی بود؛ شبکه نشان داد که یوتیوب به عنوان منبعی میان‌رشته‌ای عمل می‌کند، و زبان انگلیسی با ۸۳.۷۳ درصد مدارک در میان پنج زبان برترِ گزارش‌شده، بر ادبیات استناددهنده تسلط داشت.
نتیجه‌گیری: این مطالعه نتیجه می‌گیرد که یوتیوب به بخشی پایدار از زیرساخت ارتباطی برای دانش علمی و عمومی-حرفه‌ای تبدیل شده است؛ نه جایگزینی برای منابع سنتی، بلکه مکملی برای آنها. یافته‌ها حاکی از آن است که دانشگاه‌ها، معلمان و سیاست‌گذاران باید بسترهای ویدئویی را به‌عنوان ابزارهایی راهبردی برای ارتباط علم، اشتراک دانش و مشارکت عمومی در نظر بگیرند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدیریت استراتژیک در دانشگاه‌ها: تحلیل تطبیقی رویکردهای ملی و بین‌المللی از منظر علم‌سنجی</title>
      <link>https://apss.qom.ac.ir/article_4603.html</link>
      <description>با توجه به پیچیدگی فزاینده و تحولات سریع امروزی در دنیای امروز، برنامه ریزی و مدیریت راهبردی برای افزایش اثربخشی، سازگاری و پایداری بلندمدت در دانشگاه ها امری ضروری شده است است. در این پژوهش سعی بر این است که در یک مطالعه تطبیقی پژوهشهایی را که در داخل و خارج از ایران در حوزه مدیریت راهبردی آمورش عالی با تمرکز ویژه بر دانشگاه‌ها منتشر شده است، با رویکرد علم سنجی و ترسیم شبکه مورد برررسی قرار گیرند. 
به منظور گردآوری داده ها، در بخش بین الملل از پایگاه داده Scopus  و  در بخش داخلی از نمایه علوم پایگاه ISC بدون محدودیت زمانی از ابتدای پوشش پایگاه تا زمان استخراج داده استفاده شده است. با این رویکرد 135 مقاله  داخلی و 8697 مدرک بین المللی استخراج و برای تحلیل از نرم افزارهای راورماتریس و Bibliometrix استفاده شد. در پژوهش حاضر، برای شناسایی ساختار موضوعی و پویایی حوزه مورد مطالعه از نمودار راهبردی کالون بر پایه تحلیل هم رخداد واژگان، استفاده شده است.
یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که مدیریت و برنامه‌ریزی راهبردی دانشگاه در هر دو سطح داخلی و بین‌المللی، حول یک هسته مشترک شکل گرفته است؛ اما، تفاوت‌های معناداری در مفاهیم، جهت‌گیری‌ها و میزان بلوغ موضوعات وجود دارد.  در سطح داخلی، چهار خوشه‌ی موضوعی  و در سطح بین‌المللی، سه خوشه‌ی عمده شکل گرفت؛ این دو نقشه در کنار هم، تصویری مقایسه‌ای از وضعیت حوزه و شکاف‌های آن به دست می‌دهند. در نتیجه، مسیرهای تحقیقاتی آینده می‌بایست این شکاف‌ها را پوشش دهند و توجه بیشتری به جوانب انسانی، رهبری داشته باشند.
در خوشه نخستِ مقالات داخلی، &amp;amp;quot;برنامه‌ریزی راهبردی&amp;amp;quot; هم از نظر فراوانی و هم از نظر شاخص‌های مرکزیت در جایگاه کانونی قرار دارد و راهبرد، بیشتر در قامت تهیه برنامه و استفاده از ابزار  نمایان شده است.خوشه دوم ، با محوریت دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی و کتابخانه‌های دانشگاهی و همراهی مفاهیمی مانند مدیریت دانش، ارزیابی عملکرد و کارت امتیازی متوازن نشان دهنده‌ی آن است که مدیریت راهبردی را از منظر پاسخگویی، سنجش عملکرد و زیرساخت‌های دانشی دنبال کرده است. خوشه سوم داخلی فقط از دو مفهوم الگوهای برنامه‌ریزی راهبردی و برنامه‌ریزی آموزش عالی تشکیل شده که کوچک بودن خوشه و محدود بودن پیوندهای مفهومی آن می‌تواند نشانه‌ای از اتصال کم به سایر خطوط پژوهش باشد.خوشه چهارم با مفاهیمی مانند راهبرد، برنامه‌ریزی، چشم‌انداز، ماموریت و فنّاوری اطلاعات شکل گرفته  است
در نقشه‌ی مقالات بین‌المللی، راهبرد بیش از آنکه به سند و ابزار نزدیک باشد، به تجربه ذی‌نفعان اصلی دانشگاه، به ‌ویژه دانشجو و فرآیند یادگیری متصل شده است. در خوشه اول بین‌المللی، راهبرد، در امتداد کیفیت آموزش، طراحی برنامه‌ی درسی و محیط‌های یادگیری اهمیت می‌یابد.خوشه دوم برنامه‌ریزی و مدیریت راهبردی در آموزش عالی با تمرکز بر توسعه پایدار، نوآوری و تصمیم‌گیری در دانشگاه‌ها و… نشان می‌دهد. آخرین خوشه خوشه مدیریت و رهبری در نظام سلامت و آموزش پزشکی در دانشگاه‌ها و بیمارستان‌های دانشگاهی است. برآیند این مقایسه آن است که ادبیات داخلی، هرچند هسته‌ی برنامه‌ریزی راهبردی را به صورت شکلی پوشش داده، اما برای افزایش کارآمدی مدیریتی در دانشگاه‌ها و کمک به ایفای نقش موثر و هدفمندسازی برنامه‌ریزی راهبردی، حرکت به سمت پژوهش‌های ذی‌نفع‌محور (به‌ویژه دانشجو)، انسان‌محور (رهبری/ تغییر)، پیامدمحور (اثرگذاری واقعی) و آینده‌نگر به ویژه تمرکز بر موضوعات مربوط به  پایداری و تحول دیجیتال با توجه به گستردگی و تاثیر آن در همه ابعاد مأموریتهای دانشگاه (پایداری و تحول دیجیتال) که سطح گسترده‌تر و کاربردی‌تری از پژوهشهای این حوزه را در برمی‌گیرند ضروری بنظر می‌رسد. 
در نهایت، این پژوهش تأکید می‌کند که برای پیشبرد برنامه‌ریزی و مدیریت راهبردی دانشگاه‌ها، نیاز به پژوهش‌های کاربردی و چندجانبه است که بتوانند به صورت یکپارچه و جامع با چالش‌ها و فرصت‌های پیش‌روی دانشگاه‌ها در مواجهه با تغییرات جهانی و ملی پاسخ دهند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی و تحلیل مهم‌ترین دستورکارهای تحقیقاتی حوزه پراپ‌تک با استفاده از روش مارکوس</title>
      <link>https://apss.qom.ac.ir/article_4622.html</link>
      <description>هدف: تحول دیجیتال و نوآوری در صنعت املاک و مستغلات، به ویژه در حوزه پراپ‌تک، ضرورت شناسایی و اولویت‌بندی دستورکارهای پژوهشی کلیدی را دوچندان کرده است. هدف این پژوهش، استخراج، غربالگری و رتبه‌بندی دستورکارهای پژوهشی پراپ‌تک با استفاده از رویکردهای کمی و مبتنی بر نظر خبرگان بوده است تا مسیر تحقیقات آینده در این حوزه روشن و هدایت‌شده باشد.
روش‌شناسی: برای دستیابی به این هدف، ابتدا جست‌وجویی گسترده در پایگاه‌های اطلاعاتی معتبر با استفاده از کلیدواژه‌های «پراپ‌تک»، «فین‌تک»، «فناوری‌های هوشمند» و «فناوری‌های نسل چهارم در بخش مسکن» انجام شد. هدف از این جست‌وجو، شناسایی مطالعات مرتبط با تحول دیجیتال، نوآوری و پذیرش فناوری‌های نوین در بازار املاک و مستغلات بود. پس از جمع‌آوری مقالات، فرآیند غربالگری آغاز شد و مقالاتی که دارای محتوای ضعیف، شواهد ناکافی یا عدم تطابق با موضوع پژوهش بودند حذف گردیدند. در مرحله بعد، مقالات باقی‌مانده با شاخص CASP ارزیابی شدند تا از کیفیت علمی و اعتبار روش‌شناسی آن‌ها اطمینان حاصل شود. تحلیل نهایی مقالات معتبر، منجر به استخراج ۲۵ دستورکار پژوهشی شد که نمایانگر موضوعات کلیدی و نوظهور در حوزه پراپ‌تک بودند. برای غربالگری و انتخاب دستورکارهای پژوهشی مهم، روش دلفی فازی به‌کار گرفته شد. در این فرآیند، ۱۶ دستورکار حذف و ۹ دستورکار با عدد فازی بیش از ۰٫۷ به مرحله بعد منتقل شدند. یافته‌ها: دستورکارهای منتخب شامل تحول دیجیتال و بهبود فرآیندهای مدیریت و بهره‌برداری، ادغام هوش مصنوعی در مدیریت دارایی‌ها، استفاده از بلاک‌چین، توسعه پایدار و فناوری‌های سبز، بررسی موانع قانونی، طراحی مدل‌های هوشمند انسان‌محور، کاربرد اینترنت اشیا در ساختمان‌های هوشمند، تحلیل ریسک‌های دیجیتال و امنیت داده، و تحلیل روندهای آینده پراپ‌تک با تمرکز بر Real Estate 5.0 بودند. برای رتبه‌بندی نهایی این دستورکارها، از روش مارکوس استفاده شد. نظرات خبرگان در قالب طیف ۱۰ درجه‌ای درباره هر دستورکار و بر اساس سه شاخص کلیدی اهمیت فناورانه، ارزش برای ذی‌نفعان و پیچیدگی اجرایی جمع‌آوری شد. داده‌های جمع‌آوری‌شده با میانگین حسابی تلفیق و نرمال‌سازی شدند و سپس با ضرب در وزن شاخص‌ها، ماتریس نرمال موزون حاصل شد. میزان مطلوبیت ایدئال و پاد-ایدئال هر دستورکار محاسبه و عملکرد کلی و رتبه‌بندی نهایی تعیین شد.
نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان داد که دستورکارهای «توسعه پایدار و فناوری‌های سبز در پروژه‌های املاک»، «استفاده از بلاک‌چین برای شفافیت معاملات و ثبت مالکیت» و «کاربرد اینترنت اشیا در ساختمان‌های هوشمند» بالاترین اولویت را دارند و می‌توانند به‌عنوان محورهای اصلی تحقیقات آینده مورد توجه قرار گیرند. بر اساس این نتایج، پیشنهادهای کاربردی پژوهش شامل تمرکز بر توسعه فناوری‌های سبز و پایدار در پروژه‌های املاک، به‌کارگیری بلاک‌چین برای افزایش شفافیت معاملات و امنیت داده‌ها، و بهره‌گیری از اینترنت اشیا برای بهبود بهره‌وری و هوشمندسازی ساختمان‌ها است. علاوه بر این، بهبود فرآیندهای مدیریت و بهره‌برداری با استفاده از هوش مصنوعی و طراحی مدل‌های انسان‌محور برای مدیریت دارایی‌ها نیز از دیگر اولویت‌های پژوهشی مهم محسوب می‌شوند. نتایج این مطالعه، چارچوبی علمی و مبتنی بر شواهد برای هدایت پژوهش‌های آتی در حوزه پراپ‌تک ارائه می‌دهد و هم‌زمان امکان ارائه پیشنهادهای کاربردی برای توسعه فناوری، بهبود فرآیندهای مدیریت و افزایش بهره‌وری در بازار املاک و مستغلات را فراهم می‌کند. این پژوهش می‌تواند نقطه شروعی برای مطالعات آینده و سیاست‌گذاری‌های مرتبط با دیجیتالی شدن صنعت املاک باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>روندنمایی مطالعات شفافیت اداری و حکمرانی خوب: یک مرور کتاب‌سنجی</title>
      <link>https://apss.qom.ac.ir/article_4638.html</link>
      <description>مقدمه و بیان مسئله: در عصر حاضر، گذار به پارادایم حکمرانی خوب ایجاب می‌کند که دولت، بخش خصوصی و جامعه مدنی در تصمیم‌سازی مشارکت کنند. پیش‌نیاز قطعی این مؤلفه‌ها، استقرار شفافیت اداری برای دسترسی آزادانه شهروندان به داده‌هاست تا زمینه نظارت همگانی و سلامت اداری فراهم شود. با وجود تأکیدات نظری، شواهد حاکی از شکاف عمیق میان تئوری و عمل در نظام اداری ایران و تداوم پنهان‌کاری سازمانی است. در واکنش به این چالش، تولیدات علمی این حوزه رشد فزاینده‌ای داشته، اما بررسی‌ها نشانگر رویکردی جزیره‌ای است. فقدان نگاه کلان و سیستماتیک برای واکاوی یکپارچه شبکه‌های مفهومی، خلأ اساسی این عرصه محسوب می‌شود. پژوهش حاضر با هدف پاسخ به این خلأ، در صدد ترسیم نقشه علمی و تحلیل ساختار مفهومی پژوهش‌های حکمرانی و شفافیت طی یک دهه اخیر است تا مفاهیم کانونی، جریان‌های فکری و شکاف‌های پژوهشی را آشکار سازد. روش‌شناسی پژوهش: این پژوهش کاربردی با رویکرد علم‌سنجی و تکنیک تحلیل هم‌رخدادی واژگان انجام شده است. جامعه آماری شامل مقالات علمی-پژوهشی فارسی در بازه ده‌ساله (۱۳۹۴-۱۴۰۴) است. داده‌ها با جستجوی کلیدواژه‌های «حکمرانی» و «شفافیت» از پایگاه مگیران استخراج و پس از پایش، نمونه نهایی به ۳۴۳ مقاله رسید. جهت رفع خطاهای متن‌کاوی و یکسان‌سازی واژگان مترادف، فایل اصطلاح‌نامه اختصاصی تدوین و اعمال شد. در نهایت، مصورسازی شبکه، استخراج ماتریس هم‌رخدادی و خوشه‌بندی موضوعی بر روی ۵۰ کلیدواژه پربسامد، توسط نرم‌افزار ووس‌ ویوور صورت گرفت. یافته‌های پژوهش: تحلیل گراف‌ها نشان‌دهنده مرکزیت «حکمرانی خوب» و «شفافیت» است. پیکره دانش این حوزه به پنج خوشه تقسیم شد: ۱. «الزامات نهادی و حاکمیت قانون» با تأکید بر سلامت اداری؛ ۲. «دسترسی آزاد به اطلاعات» به‌عنوان حق شهروندی؛ ۳. «جامعه مدنی و سرمایه اجتماعی» مبین ضرورت رسانه‌های پرسشگر؛ ۴. «پاسخگویی و ابزارهای نوین» با محوریت دولت الکترونیک در مهار فساد؛ ۵. «کارآمدی و مبارزه با فساد» با رویکرد پیامدمحور. نقشه هم‌پوشانی زمانی حاکی از یک گذار پارادایمی در ادبیات فارسی از مباحث پایه‌ای و حقوقی (مثل دموکراسی) به سمت سازوکارهای اجرایی و فناورانه (مثل شفافیت مالی و دولت الکترونیک) است. همچنین، تحلیل نقشه تراکم ضمن تأیید تمرکز بر مفاهیم مرکزی، خلأهای پژوهشی مهمی نظیر کم‌توجهی به سازوکارهای نظارت نهادی، سرمایه اجتماعی و کنترل متقابل قدرت را آشکار ساخت. بحث و نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان می‌دهد شفافیت اکوسیستمی درهم‌تنیده از الزامات حقوقی، زیرساخت‌های فناورانه، مشارکت مدنی و خروجی‌های ضدفساد است. پیوند رسانه و مشارکت با شفافیت ثابت کرد که بدون جامعه مدنی فعال، شفافیت به ویترینی نمایشی تقلیل می‌یابد. گذار پارادایمی نیز نشانگر بلوغ ادبیات برای عبور از تئوری‌پردازی به سازوکارهای عملیاتی است. با این حال، غفلت از مفهوم «نظارت متقابل نهادها» (بازرسی و توازن) ضعف ساختاری ادبیات موجود را نشان می‌دهد. پیشنهاد می‌شود سیاست‌گذاران از شفافیت منفعل به سمت شفافیت فعال و ارائه پیش‌دستانه «داده‌های باز» حرکت کنند. بازطراحی سیستم‌های نظارتی برای رفع تعارض منافع و تصویب قوانین حمایتی از افشاگران فساد ضروری به نظر می‌رسد. به پژوهشگران آتی نیز پیشنهاد می‌شود بر خلأهای شناسایی‌شده، به‌ویژه مکانیسم‌های توزیع قدرت و پلتفرم‌های تعاملی حکمرانی مشارکتی تمرکز کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل علم‌سنجی تولیدات علمی روان‌شناسی ورزشی در ایران و جهان: روندهای موضوعی، الگوهای همکاری و شکاف‌های پژوهشی</title>
      <link>https://apss.qom.ac.ir/article_4647.html</link>
      <description>مقدمه: روان‌شناسی ورزشی به عنوان یکی از پویاترین و میان‌رشته‌ای‌ترین شاخه‌های علم روان‌شناسی در چند دهه اخیر، به مطالعه مبانی روان‌شناختی رفتار در ورزش و فعالیت بدنی می‌پردازد. این حوزه علمی جایگاه خود را نه تنها در ارتقای عملکرد ورزشکاران حرفه‌ای، بلکه در بهبود سلامت روان و کیفیت زندگی افراد فعال در حوزه ورزش تثبیت کرده است. علیرغم رشد تصاعدی پژوهش‌های روان‌شناسی ورزشی در سطح جهان، سهم علمی کشورهای در حال توسعه از جمله ایران همچنان محدود یا کمتر شناخته شده باقی مانده است. این شکاف از آن جهت حائز اهمیت است که یافته‌های حاصل از جوامع غربی به دلیل تفاوت‌های فرهنگی، اجتماعی و ساختاری ممکن است قابلیت تعمیم مستقیم به جوامع دیگر را نداشته باشند.

هدف: پژوهش حاضر با هدف ترسیم نقشه علمی حوزه روان‌شناسی ورزشی در سطح جهان و ایران، شناسایی روندهای موضوعی، الگوهای همکاری علمی، کشف شکاف‌های پژوهشی موجود و تعیین جایگاه ایران در تولیدات علمی جهانی این حوزه انجام شده است.

روش: این پژوهش از نوع مطالعات توصیفی-تحلیلی با رویکرد علم‌سنجی و کتاب‌سنجی است. جامعه آماری شامل کلیه تولیدات علمی نمایه‌شده در پایگاه‌های وب آو ساینس، اسکوپوس، پایگاه استنادی علوم جهان اسلام و مجلات تخصصی نور در بازه زمانی ژانویه ۲۰۰۰ تا دسامبر ۲۰۲۵ می‌باشد. پس از پالایش سیستماتیک و حذف موارد تکراری، ۱۳۴۲۷ مقاله بین‌المللی و ۱۱۵۸ مقاله ایرانی برای تحلیل نهایی باقی ماندند. برای تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار VOSviewer برای ترسیم شبکه‌های هم‌تألیفی و هم‌رخدادی واژگان، نرم‌افزار Bibliometrix برای نقشه‌برداری موضوعی و تحلیل تکامل موضوعی، و نرم‌افزار CiteSpace برای تحلیل هم‌استنادی و شناسایی جهش‌های موضوعی استفاده شده است.

یافته‌ها: نتایج نشان داد که تولیدات علمی روان‌شناسی ورزشی در سطح جهان دارای رشد تصاعدی بوده و اوج آن در سال ۲۰۲۱ ثبت شده است. کشورهای ایالات متحده، انگلستان و کانادا بیشترین سهم را در تولید علم این حوزه دارند. چهار خوشه موضوعی اصلی شامل اجرا و موفقیت ورزشی، سلامت روان در ورزش، عوامل اجتماعی و محیطی، و رویکردهای نوین و فناوری شناسایی شدند. موضوعات نوظهور شناسایی‌شده از طریق تحلیل جهش عبارتند از سلامت روان در همه‌گیری کووید-۱۹ با شدت جهش ۱۵.۸، آموزش شناختی با شدت ۱۲.۴، هوش مصنوعی در ورزش با شدت ۱۰.۹، واقعیت مجازی با شدت ۹.۷، و روان‌شناسی ورزش‌های الکترونیک با شدت ۸.۵. سهم ایران از تولیدات علمی جهانی کمتر از یک درصد بوده و تمرکز پژوهشی عمدتاً بر روی اضطراب رقابتی، خودکارآمدی، ذهن‌آگاهی و فرسودگی ورزشی در میان ورزشکاران نوجوان متمرکز است. پژوهشگران ایرانی عمدتاً از نسخه فارسی تجدیدنظرشده پرسشنامه اضطراب حالتی رقابتی-۲ استفاده کرده‌اند که توسط مصطفایی (۱۳۹۵) هنجاریابی شده است.

نتیجه‌گیری: روان‌شناسی ورزشی در سطح بین‌المللی به مرحله بلوغ و تنوع موضوعی رسیده است که با هم‌زیستی موضوعات کلاسیک و رویکردهای نوین فناورانه مشخص می‌شود. علی رغم پیشرفت‌های ایران در سال‌های اخیر، فاصله قابل توجهی با کشورهای پیشرو وجود دارد. تقویت همکاری‌های بین‌المللی، سرمایه‌گذاری بر روی موضوعات نوظهور مانند مداخلات دیجیتال و هوش مصنوعی، بومی‌سازی ابزارهای اندازه‌گیری و اولویت‌دهی به مطالعات طولی و مداخله‌ای با پیگیری طولانی‌مدت، از اولویت‌های حیاتی پژوهشگران ایرانی در این حوزه می‌باشد. یافته‌های این پژوهش نقشه راهی داده‌محور برای پژوهشگران، متخصصان و سیاست‌گذاران حوزه روان‌شناسی ورزشی فراهم می‌آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل علم‌سنجی روندهای دیپلماسی ورزشی و تاثیر آن بر شکل دهی تصویر کشور و ویژند ملی</title>
      <link>https://apss.qom.ac.ir/article_4665.html</link>
      <description>دیپلماسی ورزشی به‌عنوان یک ابزار مؤثر در سیاست‌های بین‌المللی، به کشورهای میزبان این امکان را می‌دهد تا روابط دیپلماتیک خود را گسترش دهند و تصویر جهانی کشور خود را نیز تقویت کنند. این نوع دیپلماسی به‌ویژه از طریق میزبانی رویدادهای ورزشی بزرگ می‌تواند جایگاه کشورها را در سطح جهانی ارتقا دهد. هدف این تحقیق بررسی تأثیر دیپلماسی ورزشی بر تصویر کشور و ویژند ملی کشورهای مختلف است که از روش علم‌سنجی انجام شده است. در این تحقیق از داده‌های استنادی و ابزارهای علم‌سنجی برای تحلیل تأثیر رویدادهای ورزشی بر ویژند ملی و تصویر کشورها استفاده شده و روندهای علمی مرتبط با دیپلماسی ورزشی از سال 1996 تا 2025 با نرم‌افزار Bibliometrix شبیه‌سازی شده است. نتایج این تحقیق نشان می‌دهند که کشورهایی مانند قطر و امارات متحده عربی با استفاده از دیپلماسی ورزشی و میزبانی رویدادهایی مانند جام جهانی 2022 و فرمول یک توانسته‌اند تصویر مثبتی از خود در سطح جهانی ایجاد کنند. این کشورها از دیپلماسی ورزشی برای تقویت جایگاه خود در سیاست، اقتصاد و فرهنگ استفاده کرده‌اند. علاوه بر این، تحلیل‌های انجام‌شده با استفاده از ابزارهای علم‌سنجی، از جمله تحلیل ابر واژگان و نمودار تکامل موضوعی، نشان‌دهنده اهمیت مفاهیمی چون ویژند ملی، قدرت نرم و دیپلماسی عمومی در فرآیند دیپلماسی ورزشی هستند. همچنین نقش رسانه‌های اجتماعی در شکل‌دهی به تصویر کشورها و چالش‌های مرتبط با پدیده‌ای به نام ورزش‌شویی را نیز بررسی کرده است. نتایج این تحقیق می‌تواند برای سیاست‌گذاران و پژوهشگران مفید باشد، چرا که به آن‌ها کمک می‌کند تا تأثیر دیپلماسی ورزشی را بر ویژند ملی و تصویر کشورها بهتر درک کنند و استراتژی‌های دیپلماتیک و فرهنگی مؤثری برای تقویت موقعیت جهانی کشورهای میزبان پیشنهاد کنند. همچنین، این مطالعه تأکید دارد که استفاده از دیپلماسی ورزشی باید همراه با توجه به چالش‌های حقوق بشری و اجتماعی باشد تا از آسیب‌های بلندمدت به اعتبار کشور جلوگیری شود. در نهایت، این تحقیق نشان می‌دهد که دیپلماسی ورزشی می‌تواند به‌عنوان یک ابزار استراتژیک در سیاست‌های بین‌المللی مورد استفاده قرار گیرد و میزبانی رویدادهای ورزشی می‌تواند تصویر مثبت و جهانی از کشورها ایجاد کند و باعث رونق اقتصادی، جذب گردشگران، و تقویت روابط دیپلماتیک نیز می‌شود. به این ترتیب، کشورها باید به‌دقت استراتژی‌های دیپلماسی ورزشی خود را تدوین کنند تا نه‌تنها از منافع اقتصادی و فرهنگی بهره‌مند شوند، بلکه در جهت تقویت روابط بین‌المللی و اعتبار جهانی خود گام بردارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه علم‌سنجی تولیدات علمی مهندسی راه‌آهن ایران با روندهای جهانی و توسعه یک نرم افزار نوین برای شبکه‌سازی پژوهشگران</title>
      <link>https://apss.qom.ac.ir/article_4666.html</link>
      <description>این پژوهش بررسی می‌کند که چگونه می‌توان از روش‌های علم‌سنجی نه‌تنها برای تحلیل ساختار و تحول فعالیت‌های پژوهشی در یک حوزه تخصصی، بلکه برای تسهیل توسعه شبکه‌های همکاری علمی نیز بهره گرفت. در حالی که علم‌سنجی معمولاً بر ارزیابی عملکرد پژوهشی، شناسایی روندهای موضوعی و ترسیم ساختارهای علمی تمرکز دارد، این مطالعه دامنه آن را به شبکه‌سازی راهبردی میان پژوهشگران گسترش می‌دهد. پژوهش حاضر تولیدات علمی دانشکده مهندسی راه‌آهن دانشگاه علم و صنعت ایران را تحلیل کرده و جهت‌گیری موضوعی آن را با روندهای بین‌المللی در مهندسی راه‌آهن مقایسه می‌کند. همچنین یک ابزار نرم‌افزاری نوآورانه با گواهی سطح آمادگی فناوری ۵ (TRL5) معرفی می‌شود که برای استخراج خودکار اطلاعات پژوهشگران از مجلات معتبر و پشتیبانی از ایجاد شبکه‌های علمی هدفمند طراحی شده است.
روش‌شناسی پژوهش مبتنی بر یک رویکرد جامع علم‌سنجی با استفاده از داده‌های پایگاه Scopus در بازه ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۵ است. ابتدا شاخص‌های بیبلیومتریک برای سنجش بهره‌وری پژوهشی و الگوهای استنادی به‌کار گرفته شد. سپس تحلیل شبکه هم‌وقوعی برای شناسایی خوشه‌های موضوعی و ساختار فکری پژوهش‌های مهندسی راه‌آهن انجام شد. نقشه‌های چگالی نیز برای شناسایی حوزه‌های پرتکرار و موضوعات نوظهور مورد استفاده قرار گرفت. این تحلیل‌ها برای دو مجموعه داده انجام شد: مقالات وابسته به دانشکده مهندسی راه‌آهن و مقالات بین‌المللی منتشرشده در مجلات برتر. این مقایسه امکان ارزیابی جایگاه پژوهشی دانشکده و میزان هم‌راستایی آن با روندهای جهانی را فراهم کرد. در مرحله نهایی، نرم‌افزار توسعه‌یافته برای استخراج خودکار نام، وابستگی سازمانی و ایمیل نویسندگان مجلات برتر به‌کار رفت و داده‌های ساختاریافته‌ای تولید شد که قابلیت ایجاد شبکه‌های همکاری علمی را فراهم می‌کند.
یافته‌ها نشان داد که میان تمرکز موضوعی دانشکده و روندهای غالب ملی و بین‌المللی ناهماهنگی قابل‌توجهی وجود دارد. در حالی که پژوهش جهانی در مهندسی راه‌آهن به‌طور فزاینده بر حوزه‌هایی مانند سامانه‌های حمل‌ونقل هوشمند، بهره‌وری انرژی، نگهداشت پیش‌بینانه و بهینه‌سازی داده‌محور متمرکز است، خوشه‌های موضوعی شناسایی‌شده در تولیدات دانشکده بیشتر سنتی، کم‌تنوع و کندتر در انطباق با مسیرهای نوین علمی بودند. نقشه‌های چگالی نیز نشان دادند که برخی حوزه‌های اثرگذار جهانی در تولیدات دانشکده بسیار ضعیف یا کاملاً غایب‌اند که این امر بیانگر شکاف در رقابت‌پذیری و ظرفیت نوآوری پژوهشی است. نرم‌افزار معرفی‌شده نیز توانست اطلاعات پژوهشگران برجسته را به‌طور خودکار استخراج کند و امکان ایجاد شبکه‌های علمی هدفمند را فراهم سازد. دریافت گواهی TRL5 نشان می‌دهد که این فناوری در محیط واقعی اعتبارسنجی شده و آماده استفاده گسترده‌تر است.
نتایج پژوهش نشان می‌دهد که ابزارهای علم‌سنجی می‌توانند فراتر از نقش ارزیابی، به‌عنوان محرک‌های راهبردی برای شبکه‌سازی علمی، توانمندسازی پژوهشی و هم‌راستاسازی با روندهای جهانی عمل کنند. ترکیب شاخص‌های بیبلیومتریک، تحلیل شبکه و نقشه‌های چگالی تصویری روشن از نقاط قوت، ضعف و شکاف‌های موضوعی ارائه می‌دهد و ناهماهنگی با روندهای جهانی ضرورت بازنگری در اولویت‌های پژوهشی را برجسته می‌کند. معرفی نرم‌افزار دارای گواهی TRL5 نیز یک دستاورد عملی مهم است که با خودکارسازی استخراج اطلاعات پژوهشگران، امکان تقویت همکاری‌های علمی و کاهش شکاف‌های موضوعی را فراهم می‌سازد. این مطالعه نشان می‌دهد که ادغام تحلیل علم‌سنجی با ابزارهای فناورانه شبکه‌سازی می‌تواند چارچوبی قدرتمند برای برنامه‌ریزی راهبردی، بین‌المللی‌سازی و ارتقای علمی دانشگاه‌ها ایجاد کند. پژوهش‌های آینده می‌توانند این رویکرد را به سایر رشته‌ها تعمیم داده یا از روش‌های یادگیری ماشین برای پیش‌بینی روندهای پژوهشی بهره ببرند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
